چرا کودکم دروغ می گوید

دروغگویی مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی علل و انگیزه‌هایی دارد.یکی از انحرافاتی که موجب شکایت والدین از فرزندان خود می‌باشد، درغگویی است.

اکثر والدین از این شکایت دارند که فرزندانشان ، با وجود اینکه از هیچگونه رسیدگی در تربیت وی قصوری به عمل نمی‌آید، درغگو بار آمده یا مغلطه و اغراق می‌کنند. آنان از این بابت ناراحتند که آدمهای متدینی هستند، پرهیزگارند، دروغ نمی‌گویند. لقمه حرام نمی‌خورند و برای تربیت صحیح کودکان حتی‌المقدور از تمام امکانات تربیتی استفاده می‌کنند، او را از بچه‌های درغگو و کم تربیت دور نگه می‌دارند، برای راستگویی تشویق می‌کنند، ولی با این وصف چرا باید درغگو از آب درآید.

ریشه خالی بندی کجاست؟
بنابراین اگر ریشه های خالی بندی و دروغگویی را دنبال کنید، آن را در حقارتها، کمبود محبتهای بی قید و شرط و عدم تشویق خواهید یافت. لذا اگر می خواهید با این بیماری روانی مبارزه کنید، باید فرد بیمار را بدون قید و شرط دوست داشته باشید. نقاط مثبتش را پیدا کنید و مورد تحسین و تمجید قرار دهید. باید به او بفهمانید که خودش همان طوری که هست محترم و با ارزش است. به او نشان دهید که فردی مفید و گرامی است. فرد دروغگو اگر یاد بگیرد به همان چیزهای راستی که دارد افتخار کند و به خودش همان طوری که هست ببالد، دست از دروغگویی برخواهد داشت.

مشکل اصلی خیلی از والدینی که فرزندان دروغگو بار می آورند، در نوع نگاهی است که به مسائل پیرامون خود دارند. مثلا ممکن است یک پدر از شغل خودش شرمنده باشد و این احساس شرمندگی را به همسر و فرزندانش هم منتقل کند و باعث احساس حقارت آنها هم بشود. حال اگر این پدر نگاه ظاهر بینانه ی خود را عوض می کرد و از شغلش به خاطر شرایط پایین اجتماعی اش گله مند نبود بلکه به اجر معنوی و ارزش واقعی آن اهمیت می داد و همیشه از آن با افتخار یاد می کرد، همسر و فرزندش هم دچار بیماری مسری او نمی شدند.

ناتوانی یکی از علل دروغگویی
دروغگویی مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی علل و انگیزه‌هایی دارد که یکی از آنها ناتوانی می‌باشد. وقتی که شما کودک را ترس مسایل موهوم ، در منزل در حال اسارت و به صورت زندانی نگه داشته اید و آزادیهای او را ندانسته از دستش می‌گیرید و همراه خشونتهایی که از خود بروز می‌دهید او را در احساس عجز و ناتوانی غوطه‌ور می‌سازید ناچار است که از دست شما و ستمکاریهایی که مسبت به وی روا می‌دارید بگریزد و امیال و غرایز خود را به نوعی و به هر نحو ممکن ارضا نماید و برای این کار ناگزیر است که در مقابل شما به دروغ متوسل شود.

مادر می‌گوید با “الف” بازی نکن زیرا “الف” کودک بی‌تربیتی است. اما کودک وقتی از منزل خارج می‌شود و در کوچه “الف” می‌بیند. بنابه نیازهای غریزی و عاطفی ، یا با او صحبت می‌کند. به بازی مشغول می‌شود و بعد که زمان برگشتن به منزل فرا رسید به محض ورود به خانه ، مادر می‌پرسد: در کوچه با چه کسی بازی می‌کردی؟ جواب می دهد با “ج” زیرا اولا دلش می‌خواهد مادر را راضی نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانیا دلش نمی‌خواهد که مادر با علم و اطلاع از اصل قضیه به ممانعت خشونت آمیزی دست بزند لذا به حربه‌ای که در نظر او راحت‌ترین و کارآترین حربه‌هاست یعنی به دروغ متوسل می‌شود.

ترس از والدین به عنوان یکی از علل دروغگویی
بعضی از والدین رفتار خشونت بارتری با فرزندان خود دارند. به کوچکترین بهانه آنها را کتک می‌زنند در مقابل دیگران پرخاش و تحقیرشان می‌کنند به خیال اینکه با خشونت و پرخاش و تنبیه و نیش زبان خواهند توانست جلو انحرافات روانی کودک را بگیرند. اینگونه خانواده‌ها علاوه بر اینکه نمی‌توانند کار مثبتی به عنوان کامل بازدارنده از انحرافات در تربیت کودک خود انجام دهند بلکه یا باعث می‌شوند که ترس کودک به تدریج ریخته و کارهای خلاف خود را با جرات و جسارت بیشتری انجام دهد.

یا اینکه والدین را مثل دژخیم چاق به دست بالاتر خود احساس کرده و از ترس آنان بنابه مختصات زمانی و مکانی متوسل به دروغ گردد و کودکی که از ترس و اجبار فرامین والدین را می‌پذیرد و در این فرمان‌پذیری هیچگونه علایق عاطفی از خود بروز نمی‌دهد پایه‌های اخلاقی سست و نااستواری خواهد داشت و در غیاب والدین ، چون دیگر حضور ندارند برخلاف آنچه را که میل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقی که دروغ نیز یکی از آنهاست کشیده شده و به درجات پایین‌تر انسانی نزول پیدا خواهد کرد. بنابراین بهتر است والدین برای انجام کاری که از فرزندشان می‌خواهند قبل از آن که متوسل به جبر و خشونت شوند میل انجام کار را در دل کودک برانگیزانند تا در چنین صورتی لزوم خشونت نیز از بین رود.

کودک به خاطر ترس از کتک خوردن و خشونتهای والدین ، کم‌کم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس می‌کند و گاه گاه در بعضی از موارد توسل به دروغ می‌گردد زیرا احساس می‌کند که اگر راست بگوید والدین در اثر عصبانیت کتکش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را کنار نهید و بگذارید کودکتان با داشتن کمی آزادی عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمی در اجتماع خانوادگی به حساب آورد. دیگر در این صورت لزومی ندارد که او با دروغ گفتن به خانواده خود خیانت کرده باشد.

خودنمایی یکی از علل دروغگویی
بعضی از کودکان به خاطر خودنمایی متوسل به دروغ می‌شوند اینان کودکانی هستند که مورد توجه والدین و اطرافیان قرار نمی‌گیرند، هر کاری می‌کنند کسی ، نیست که مشوقشان باشد و به حسابشان بیاورد و یا لااقل بفهمد که آنان چه کاری می‌کنند و چه می‌گویند و چه می‌خواهند. پدر یا مادر به علت گرفتاری‌های شغلی یا مشکلات خانوادگی کاری به کار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهکار نیست و اطرافیان نیز به خاطر اینکه در کار دیگران مداخله‌ای نکرده باشند و یه به خاطر سایر ملاحظات و محصولات ، کاری کودکان دیگر نداشند.

بالاخره خیال می‌کند که حرفها یا کارهایش مورد پسند والدین یا اطرافیان نیست و به ناچار برای خودنمایی هرچه بیشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهای چنان شاخداری می‌گویند که موجب تحریکات منفی عصبی والدین می‌شود و گاه ، کارهایی را به دروغ به خود نسبت می‌دهد که از خود قهرمانی بسازد تا بدین وسیله بتواند توجه اطرافیان را به خود جلب نماید و گاه واقعا دست به کارهای خطرناکی می‌زند که با جثه و سن و سالش جور درنمی‌آید.

آنچه که مسلم است اینها همه به خاطر خودنمایی و جلب توجه والدین و اطرافیانی است که اعتنایی به کودک ندارند بنابراین بهتر است کودکان را محترم بدانیم، به حرفهای آنها هرچند که بیجا و بی‌موقع هم باشد گوش فرا دهیم کارهایی را که هر چند به ظاهر کوچک انجام می‌دهند به دیده تحسین و تکریم بنگریم. مشوقشان باشیم تا بعدها کارهای بزرگتر و بهتری انجام دهند، هر از چندگاه و به مناسبتهای مختلف در پیش دیگران تعریف و تمجید تشویق آمیزی از آنها نیابیم.

بگویید به تو افتخار می کنم
هر کودکی نیاز به افتخار کردن دارد. هر کودکی نیاز دارد تا به خودش به تواناییهایش به والدینش و … افتخار کند. باید به کودکان کمک کنیم تا بتوانند دلایلی برای افتخار کردن به خودشان داشته باشند. باید طوری با آنها رفتار کنیم که احساس حقارت و ضعف و زبونی نداشته باشند. اگر کودکی دائم از سوی والدین یا معلم تنبیه و سرکوب شود اگر چه این تنبیه فقط ملامت کردن باشد، احساس حقارت خواهد کرد و چیزی برای افتخار کردن پیدا نخواهد کرد. چنین کودکی به خیالاتش پناه می برد و امتیازهای خیالی برای خودش در نظر می گیرد و تحت تاثیر فشارهای روانی آن خیالات را به زبان می آورد.

وقتی جلب توجه لازم است
اگر در خانواده ای کودکی کمتر از خواهر یا برادرش مورد توجه والدین قرار گیرد، احتمال دروغ پردازی و خالی بندی اش بیشتر خواهد بود. چرا که این کودک مثل خواهر یا برادرش نمی تواند به خودش افتخار کند و مثل او در خودش چیزی پیدا نمی کند که با آن توجه والدینش را جلب کند. چنین کودکی کم کم به دنیای ذهن و درون پناه می برد و سعی می کند با کمک فضایل نداشته اش جلب توجه کند.

یا کودکی که در مدرسه از هم کلاسی هایش به لحاظ درسی یا مالی کم می آورد و نمی تواند لااقل در حد معمول جلوه کند و دائم تحقیر می شود، ممکن است به زودی به هواپیمای نداشته ی پدرش افتخار کند.

از او تعریف کنید
اگر فرزندتان دچار دروغگویی و خالی بندی شده است، احتیاج به محبت بی قید و شرط دارد. باید باور کند که خوب و نازنین است باید باور کند که همین طوری که هست هزار تا امتیاز ارزشمند برای افتخار کردن دارد. از جنبه ها مثبت رفتار و اخلاقش بسیار تعریف کنید. او را مورد نوازش و محبت بیشتری قرار دهید. او را بستایید تا نیازی به افتخارهای واهی نداشته باشد. در حضور او از زندگی و خودتان طوری حرف بزنید تا احساس کند همه چیزش و پدر و مادرش افتخار برانگیزند.

تشخیص افسردگی کودکان

یک روانشناس کودک با اشاره به علائم افسردگی در کودکان و میزان شیوع آن در پسران و دختران، تحرک زیاد، پرخوری و پرخاشگری را ناشی از ابتلا این گروه سنی به افسردگی دانست و از والدین خواست تا در شیوه خود برای از شیر گرفتن کودک دقت کنند.

استکی درباره علائم افسردگی در کودکان اظهار داشت: علائم افسردگی در کودکان با بزرگسالان متفاوت است و چنانچه گوشه‌گیری و انزوا یکی از علائم افسردگی بزرگسالان تلقی می‌شود، در کودکان با فعالیت زیاد مشاهده شده که گاهی با پیش‌فعالی نیز اشتباه گرفته می‌شود.

وی افزود: شیوع اختلالات رفتاری در پسران و دختران متفاوت است و طبق آمار اختلالات رفتاری مانند افسردگی کودکی در پسران بیشتر از دختران است، اما در بزرگسالی عکس این قضیه صادق است و زنان بیشتر از مردان به افسردگی مبتلا می‌شوند.

این روانشناس کودک درباره علل این تفاوت ها گفت: در کودکی عوامل ژنتیک نقش مهمی ایفا می‌کند، اما در بزرگسالی عوامل محیطی در شکل‌گیری اختلالات روانی مؤثرتر هستند،‌ بنابراین تأثیر محیطی بر زنان در بزرگسالی موجب ابتلا به افسردگی می‌شود. از طرفی مردان به علت اشتغال، کمتر علائم اختلالات روانی را نشان می‌دهند.

وی افزود: نوار مغزی در کودکان نشان می‌دهد که امواج تتا در بیداری در کودکان طبیعی است در حالی که این امواج در بزرگسالی علامت اختلال روانی است. در رفتارها نیز این تفاوت‌ها دیده می‌شود. مثلاً برخی کودکان و حتی بزرگسالان ممکن است الگوی غذا خوردنشان در دوران افسردگی افزایش پیدا کند که یکی از دلایل آن محرومیت دهانی در دوران شیرخوارگی است.

وی گفت: اگر کودکان در این دوران به شیوه نادرستی از شیرخوردن گرفته شوند، در بزرگسالی برای برگشت به آن دوران که دوران امنیت تلقی می‌شود، به غذا خوردن که فعالیتی لذت‌بخش است، پناه می‌برند.

این روانشناس کودک اظهار داشت: «هول دادن» و «گاز گرفتن» جزو رفتارهایی است که در کودکان مبتلا به افسردگی دیده می‌شود. از منظر هیجانی نیز باید گفت تغییر هیجانی، بر شناخت کودک نیز تأثیر می‌گذارد زیرا مغز به صورت یکپارچه عمل می‌‌کند و وقتی یک منطقه از آن دچار مشکل شود به نقاط دیگر نیز تسری پیدا می‌کند.

نکاتی پیرامون پول توجیبی کودکان

نسیم نجفی روانشناس و مشاوره خانواده اظهار کرد: الزاما خوشایند نیست که بخواهیم مستبدانه مخارج فرزندانمان را اداره کنیم.

وی با بیان‌ اینکه اگر کودکان روز اول همه پول‌هایشان را صرف چیزهای به درد نخور کنند‌، خودشان افسوس خواهند خورد، اما این عمل سازنده است، افزود: باید بچه‌ها را آزاد بگذاریم تا هر کاری که می‌خواهند با پول تو جیبی‌شان بکنند، از طرفی هیچ‌چیز مانع نمی‌شود که والدین به آن‌ها یاد دهند که چگونه پس‌اندازشان را خرج کنند یا چگونه قدر چیز‌هایی که دارند را بدانند و چگونه جلوی خود را بگیرند و خریدی را به تعویق اندازند و میزان دخل و خرجشان را رعایت کنند.

این روانشناس با بیان‌ اینکه هدف از دادن پول تو جیبی به فرزندان قبل از هر چیز آموزش مدیریت دخل و‌خرج و دانستن اهمیت و ارزش دارایی‌ها است، ادامه داد: چنانچه فرزندتان زودتر از موعد مقرر پول تو جیبی‌اش را خرج کند و بخواهد جلوتر آن‌ را از شما بگیرد، (مطمئنا یک روز این‌کار را انجام خواهد داد). ابتدا به او نرمش نشان دهید و کمک کنید تا متوجه اشتباهش شود، اما عادت نکنید همیشه او را از بحران مالی نجات دهید، چرا که در این صورت پول تو جیبی جنبه آموزشی خود را از دست می‌دهد.

نجفی عنوان‌کرد: کودک باید دست کم، شمردن را بلد باشد وگرنه چگونه می‌تواند بفهمد که مثلا اگر از ۲۰ تومان، ۱۵ تومان خرج کند، تنها برایش ۵ تومان باقی می‌ماند.

وی با بیان اینکه باید منتظر ماند تا فرزندتان به پختگی لازم برسد، افزود: اگر کودک شمردن بلد نباشد، دادن پول توجیبی به او هیچ فایده‌ای ندارد، چون قادر نیست به هنگام پول گرفتن و یا خرید کردن، جمع و تفریق کند.

این روانشناس تاکید کرد: از همان ابتدا همه چیز را مشخص کنید، شما متعهد می‌شوید که هر هفته و یا هر‌ماه به کودک پول بپردازید، اما در عوض از اینکه از او بخواهید پولش را در راه درست مصرف کند نهراسید. می‌توانید بپذیرید که گاه فرزندتان چیز‌های به درد نخور و یا چیز‌های بیخودی که همه بچه‌ها عاشقش هستند را خریداری کند، در صورتی‌ که او هم تلاش کند برای خرید چیز‌های مفیدتر پول کنار بگذارد.

وی با بیان اینکه چنانچه فرزندتان بخواهد مدام پولش را هدر دهد و یا چیز‌های خطرناکی همچون سیگار، چاقوی جیبی و غیره بخرد، با او مخالفت کنید و پول تو جیبی‌اش را به تعویق اندازید، افزود: از این به بعد است که او باید بفهمد که اجازه ندارد هر کاری که دلش خواست را با پولش انجام دهد.

این‌ روانشناس گفت: در ازای کمک کردن در کار‌های خانه و یا کسب نمرات بالا در کلاس و امتحانات از پول‌ دادن به کودک خود خودداری کنید، چراکه او باید یاد بگیرد که برای خودش کار می‌کند نه برای پول، همچنین پول نباید به وسیله‌ای برای تهدید و خط و نشان کشیدن بین شما و فرزندتان تبدیل شود و نباید از جملاتی مانند: «اگر اتاقت را مرتب نکنی، پول تو جیبی‌ات را قطع می‌کنم» استفاده کرد.

نجفی گفت: به کودک خود بنا به سنش پول تو‌ل‌جیبی دهید و با افزایش سن، به مبلغ پرداختی بیفزایید.

وی با بیان اینکه اگر فرزندتان پول تو جیبی نخواهد، این امر اغلب به معنای ترس از بزرگ شدن و عدم‌اعتماد به نفس است، بیان‌کرد: درخواست کودک از مادر و پدر خیلی آسان‌تر است تا اینکه زیر بار مسئولیت برود. بهترین کار آن است که در صورت امکان روی این مسئله تاکید کنید و ارزش او را بالا ببرید، چراکه باید به او نشان دهید به کاری که می‌کند و یا شروع به انجام آن کرده است، افتخار می‌کنید و از تصمیم‌گیری به جای او خودداری کنید، بر عکس بگذارید خودش تصمیم بگیرد حتی اگر گاه اشتباه کند

علائم اختلال اضطرابی یا GAD

در این مطلب با علائم مبتلایان به اختلال اضطرابی آسنا می شوید و از راه حل های ارائه شده استفاده می کنید.

اضطراب در زندگی روزمره
کریستال می‌گوید: ” اضطراب بخشی عادی از زندگی است.”. با این حال، به نظر می‌رسد که اضطراب شما تمام جنبه‌های زندگی شما رادر بر می گیرد.، نه تنها یک وضعیت اضطرابی کنونی باشد، بلکه ممکن است یک اختلال اضطرابی داشته باشید.”البته، بعضی از این اختلال اضطراب می توانداختلال اضطرابی باشد که در آن اختلال اضطرابی دیگری هم باشد که شامل اختلال هراس است (یک ترس ناگهانی و شدید که در عرض چند دقیقه اتفاق می‌افتد. (ترس از یک چیز خاص، مانند عنکبوت و فضاهای بسته).اما تمام اختلالات اضطرابی یک رشته مشترک دارند: آن اضطراب ثابت است و در زندگی روزمره شما مداخله می‌کند و نیاز به درمان دارد.

اختلال اضطرابی یا GAD چیست؟
این اختلال، نوعی نگرانی اغراق آمیز، بدون علت آشکار است که می تواند فرد را ضعیف سازد ؛ امّا به حدی نیست که مانع فعالیت های فرد شود. اغلب به نظر می رسد که افراد مبتلا به GADنمی توانند استراحت کنند و یا بخوانند و ممکن است دچار سرگیجه، تنگی نفس، حالت تهوّع، استفراغ، رعشه، کشش ماهیچه و سردرد بشوند.
با علائمی که در ادامه خواهیم گفت شما متوجه می شوید که که احساس نگرانی شما یک اختلال اضطراب است:

۱. افکار مضطرب شما از بین نمی‌رود.
اگر یک اختلال اضطراب دارید، در موقعیت‌هایی که دوستان یا خانواده تان ممکن است کمی نگران باشند، شدیدا شما را نگران می‌کند.
مثلا در طی یک گردهمایی سالانه خانوادگی.
اضطراب شما همچنین تمایل زیادی به دوام داردکریستال (روانسناس )می گوید:” به نظر نمی‌رسد که پخش آن از بین برود.”او می‌گوید: “وقتی نگرانی بر زندگی روزمره شما تاثیر می‌گذارد و توانایی ماندن در یک زندگی را دارد،” این زمانی است که نگرانی و اضطراب تبدیل به یک مساله می‌شود.

 

۲. اضطراب شما با علایم دیگر همراه است.
لوس‌آنجلس بارلو، می‌گوید که اختلال اضطرابی نیز می‌تواند به عنوان شرایط فیزیکی، از جمله درد عضلانی، بیقراری و خستگی، در میان دیگران نیز ظاهر شود.بارلو می‌گوید: ” اگرهم چنین مسائل مربوط به دستگاه گوارش را تجربه کنید، شگفت‌زده نشوید.اختلالات اضطراب می‌تواند منجر به اختلال درسیستم گوارش، از جمله اسهال، درد شکم و سوزش معده شود، چون بدن شما همیشه در تمرکز است.بارلو (بارلو)می‌گوید: ” به همین دلیل برخی از مردم احساس می‌کنند که از نظر فیزیکی و جسمی بیمار هستند.

۳. شما نمی‌توانید تمرکز کنید.
لی می‌گوید: برای افراد مبتلا به اختلال اضطرابی به اشتباه اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)را عنوان می کنند.
به این دلیل که افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی اغلب اوقات نمی توانند تمرکز کنند.او می‌گوید: ” شما دائما در ذهن خودفکر می کنید و با تمام وسواس و منفی‌ها دور و برتان جمع می‌شوند.”” به نظر یک غریبه، به نظر می‌رسد که ADHD دارید.” در صورتی که اینطور نیست.

۴. شما واقعا نگران اضطراب و نگرانی هستید.
بله، بسیاری از اختلالات اضطرابی با نگرانی‌های ویژه‌ای تحریک می‌شوند: به عنوان مثال، ممکن است شما را نگران ناشناخته‌ها، مانند آنچه که آینده شما دارد، بکنید؛در حالی که یک وحشت (فوبیا) ممکن است باعثشود که شما از همان اول بترسید. مثل عنکبوتی که جلوی پات افتاده.
لی می‌گوید: اما اختلالات اضطرابی همچنین می‌توانند باعث اضطراب شما در مورد اضطراب شوند.این کار خسته‌کننده به نظر می‌رسد، اما برای کسانی که اختلالات اضطرابی دارند، نگرانی می‌تواند چرخه‌ای باشد و منجر به نگرانی بیشتر شود.

۵. شما همیشه از تصمیم‌گیری نادرست می‌ترسید.
اگر شما با یک اختلال روانی سر و کار دارید، لی می‌گوید که مهارت‌های تصمیم‌گیری شما بسیار مورد اصابت قرار می‌گیرند.
او می‌گوید که اختلالات اضطراب ” باعث می‌شود نتوانید تصمیم بگیرید چون از انتخاب اشتباهی می‌ترسید.”همانطور که در مورد همه احتمالات و نتایج بی‌پایان به تصمیمات خود فکر می‌کنید و این نگرانی می‌تواند فلج‌کننده باشد، در یک گودال بی‌پایان از نگرانی‌ها گرفتار می‌شوید.

۶. شما می‌خواهید از همه چیز دوری کنید.
بارلو می‌گوید که برای یک فرد مبتلا به اختلال اضطرابی غیر معمول نیست تا از موقعیت‌هایی- میزان سطح اضطرابش مهم نیست- که سطح نگرانی اش را بیشتر می کند فرار کند.
اما لی اشاره می‌کند که اجتناب در واقع باعث بروز اختلالات اضطرابی نیز می‌شود.وی می‌گوید: ” احساس آسودگی شما از فرار از وضعیت‌های ناراحت‌کننده اضطراب، اضطراب را تقویت می‌کند.”در عوض، شما باید یاد بگیرید و با اضطراب مقابله کنید، که قدرت خود را از دست می‌دهد.”

7- چرت زدن غیر ممکن است.
اضطراب نمی گذارد که برای مدت کوتاهی چشمان خود را بسته نگه دارید و به اصطلاح چرت بزنید.طبق انجمن اضطراب و افسردگی آمریکا (ADAA)، اختلال در خواب تقریبا در همه اختلالات روانی از جمله اختلالات اضطرابی وجود دارد.

۸. همیشه لیوان را به صورت نیمه خالی می‌بینید.
لی می‌گوید: این برای اختلالات اضطرابی غیرمعمول نیست که شما را از هر خوش بینی و یا امید برای آینده محروم کنید.او می‌گوید: ” در نتیجه، همانطور که شما در مورد نتایج متفاوتی برای تصمیمات خود فکر می‌کنید، آن‌ها اغلب به یک نتیجه منتهی می‌شوند: این کار افتضاح خواهد بود.”” آینده غم‌انگیز و ناامید کننده به نظر می‌رسد و شما از کنترل خارج می‌شوید.

اگه اختلال اضطراب دارید باید چه کار کنید؟
اگر علائم شما مقدار زیادی با این علائم گفته شده مطابقت داشت، احتمال دارد که با یک اختلال اضطراب سر و کار داشته باشید.اما قبل از اینکه فرضیات را ایجاد کنید، بارلو می‌گوید که برای اولین بار اطمینان حاصل می‌شود که شما احتمالات دیگری را رد می‌کنید، چون نشانه‌های اضطراب (مانند خستگی یا ناراحتی شکم)می‌تواند سایر شرایط سلامتی را تقلید کند.
وقتی شما تشخیص دهید که اختلال اضطرابی دارید: “مهم‌ترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که با اضطراب به کمک شخص حرفه ای (دکتر متخصص) مبارزه کنید” و افزود که خواب، خوردن غذا و فعال ماندن می‌تواند به تسکین علایم اضطراب کمک کند.درمان اختلالات اضطرابی نیز می‌تواند شامل درمان شناختی – رفتاری، مهارت‌های مقابله‌ای و احتمالا حتی دارو شود.
دو دسته عمده دارویی وجود دارد که برای درمان اضطراب استفاده می‌شوند: ضد افسردگی و ضد اضطراب
درمان‌های طولانی‌مدت برای افسردگی دیده می‌شوند، در حالی که داروهای ضد اضطراب یک روش کوتاه‌مدت برای تسکین علایم فیزیکی مانند تنش عضلانی یا لرزش هستند.بله، اضطراب یک وضعیت سلامت روانی است که می‌تواند بسیار ناتوان‌کننده باشد، اما ” با مداخله درست، یک فرد می‌تواند زندگی بسیار خوبی داشته باشد.”

بیماری های اضطراب، شایع ترین گروه از اختلالات روانی در امریکا هستند. به طور تخمینی 27 میلیون امریکایی (تقریبا 5 درصد از کل جمعیت امریکا) در طول زندگی خود، دست کم به یک اختلال اضطرابی مبتلا خواهند شد.
اغلب اوقات، ابتلا به عامل ترس، یکی از ویژگی های اختلالات اضطرابی است. به گفته دکتر استیو دجِر، دانشیار علوم رفتاری و روان پزشکی دانشگاه واشنگتن در مرکز پزشکی هاربرویو: «این اختلالات یا به صورت ضعف بروز می کنند و یا با واکنش های بسیار شدیدی همراه هستند
اگرچه این اختلالات، درمان پذیرند، اکثر بیماران به مراقبت های مناسب دست نمی یابند. بیشتر اوقات، افراد مبتلا به این اختلالات، سعی می کنند تا از علائم فیزیکی آن مانند ضربان سریع قلب، تنگی نفس، یا حالت تهوّع، رهایی یایند و ممکن است از علل روانی این علائم، آگاه نباشند و یا نمی خواهند این علل را بپذیرند.
دکتر دجر می گوید: «مردم، نگران اند که اگر ترس یا اضطراب شدید خود را به زبان آورند، به آنها برچسب «دیوانه» زده شود. اما شواهدی وجود دارد مبنی بر این که این علائم، نتیجه عدم وجود مکانیزم های مسئول سلامتی در بدن است و نگرانی در مورد این علائم، اثرات آنها را تشدید می کند
اختلال وحشت زدگی (PD)
این اختلال، احساس ترس ناگهانی و غیر منتظره ای را در افراد به وجود می آورد. فرد مبتلا به PD ، زمانی احساس آرامش می کند که از موقعیت هایی که برای او ایجاد ترس می کند، دوری ورزد. علائم بروز PD، عبارت است از: ضربان تند، دردهای سینه، تنگی نفس، سرگیجه، حالت تهوّع، احساس کِرِختی، رعشه و ترس از دست دادن کنترل یا ترس مرگ. افسردگی یا اعتیاد به مشروبات الکلی، اغلب به همراه PDهستند. شاید بهترین روش پی بردن به اختلال وحشت زدگی، مطالعه و درک اختلالات اضطرابی است.
آگورافوبیا (ترس مَرَضی از مکان های باز)
این اختلال، ضعیف ترین نوع اختلال اضطرابی است و زمانی بروز می کند که حمله های وحشت زدگی (PD) مانع فعالیت های عادی فرد شود. چنین افرادی، از موقعیت هایی که ایجاد ترس می کند(مکان های شلوغ، مغازه ها، پل ها و وسائط نقلیه عمومی)، دوری می گزینند و خود را بسیار محدود و در خانه، حبس می کنند.
جمع هراسی(SP)
ترس شدید از تحقیر در مکان های اجتماعی را جمعْ هراسی می گویند که ممکن است افراد مبتلا را از شرکت در میهمانی ها، صحبت در جمع، غذا خوردن در رستوران ها یا حتی امضای چکی در جمع، باز دارد. برخلاف افراد خجالتی، افراد مبتلا به SP ، از این که با دیگران باشند، احساس راحتی می کنند، با وجود این، فعالیت های خاصی مانند قدم زدن در راهروی کلیسا، اضطراب را در آنها تشدید می کند. SP، روابط و کارها را مختل می کند؛ چون افراد مبتلا از انجام دادن فعالیت های خاصی رویگردان هستند.
اختلالات وسواس پنداری (OCD)
کارهایی همچون شستن دست ها، وارسی مکرر بعضی از امور (وسواس عملی)، افکار ناخوشایند و مداومی مانند ترس از ارتکاب به اعمال خشونت آمیز، ترس از انجام دادن اعمال جنسی نفرت انگیز برای شخص، یا ترس از افکار متناقض با اعتقادات مذهبی شخصی (وسواس فکری)، از ویژگی های این بیماری است. باید دانست که فعالیت های اجباری، هر روز یک ساعت و حتی بیشتر از یک ساعت، وقت ما را تلف می کنند و زندگی روزانه مان را مختل می سازند.

غذاهایی که باعث افسردگی می شوند

چه بخورید غصه‌تان می‌گیرد؟
تنها قلب و مفاصل شما نیستند که تحت‌تاثیر بشقاب غذایتان قرار می‌گیرند. روان‌شناسان سال‌هاست که در مورد تاثیر موادغذایی بر سلامت روان هشدار می‌دهند و می‌گویند اگر الگوی تغذیه‌تان را اصلاح کنید، احتمال ابتلایتان به اختلالات اضطرابی یا افسرده‌شدنتان کاهش پیدا می‌کند.

در حالی که رژیم‌های غذایی سرشار از میوه، سبزیجات و چربی‌های غیراشباع، به کاهش افسردگی کمک کرده و خلق‌وخویتان را بهبود می‌دهند، مصرف برخی دیگر از خوراکی‌ها، شما را غم‌زده یا مضطرب می‌کنند.
محققان می‌گویند، کسانی که عاشق کربوهیدرات خوردن هستند، بی‌رویه شیرینی‌جات می‌خورند یا اینکه اهل مصرف گوشت‌های فراوری شده هستند، بیشتر گرفتار افسردگی می‌شوند.
به باور آن‌ها، حتی روان کودکان هم از تاثیر مخرب برخی موادغذایی در امان نیست. بررسی‌ها ثابت کرده کودکانی که اهل خوردن سوسیس و کالباس هستند، بیش از اندازه مواد قندی مصرف می‌کنند و کربوهیدرات زیاد می‌خورند، بیشتر گرفتار ADHD می‌شوند یا در معرض اضطراب و افسردگی قرار می‌گیرند.

عوامل زیستی موثر بر خودکشی

عوامل زیستی موثر بر خودکشی
مدیرکل دفتر سلامت روان، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت با بیان اینکه براساس آخرین آمار اعلام شده از سوی سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۶، به طور میانگین ۱۰.۶ نفر در هر ۱۰۰ هزار نفر براثر خودکشی فوت کرده‌اند، گفت: میزان اقدام به خودکشی ۲۰ تا ۳۰ برابر میزان فوت ناشی از آن بوده است.

عوامل زیستی موثر بر خودکشی
دکتر احمد حاجبی در دومین همایش ملی پیشگیری از خودکشی با بیان اینکه میزان اقدام به خودکشی در زنان بالاتر و میزان فوت در مردان بالاتر است، افزود: در کشورهای با درآمد بالا، سهم زنان در فوت ناشی از خودکشی به ۲۵ درصد می‌رسد. این در حالی است که در کشورهای با درآمد پایین و متوسط، زنان ۴۰ درصد موارد فوت را شامل می‌شوند. وی با اشاره به اینکه بالاترین میزان اقدام به خودکشی در گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال است، اظهار کرد: میزان فوت ناشی از خودکشی در هر ۱۰۰ هزار نفر، با بالا رفتن سن افزایش می‌یابد. همچنین شایع‌ترین روش‌های اقدام به خودکشی منجر به فوت در جهان شامل مسمومیت با سموم، حلق‌آویز کردن و اسلحه گرم هستند. مدیرکل دفتر سلامت روان، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت با بیان اینکه بیشترین میزان فوت ناشی از خودکشی مربوط به منطقه شرق اروپا و کمترین میزان در منطقه مدیترانه شرقی و آمریکای جنوبی است، افزود: اگرچه یکی از دلایل کم بودن میزان خودکشی در این مناطق مربوط به دین اسلام و وجود کشورهای اسلامی در این منطقه است، اما گاهی میزان سقف و گزارش خودکشی نیز در این مناطق پایین‌تر است. حاجبی با بیان اینکه مهم‌ترین پیشگویی کننده برای اقدام به خودکشی، اقدام قبلی فرد است، گفت: در سال گذشته در ایران میزان فوت ناشی از خودکشی ۵.۷ در هر ۱۰۰ هزار نفر گزارش شده است. بالاترین میزان خودکشی مربوط به استان‌های ایلام، کهگیلویه و بویراحمد و کرمانشاه بوده است. در سال گذشته میزان اقدام به خودکشی ۱۰۶ در هر ۱۰۰ هزار نفر گزارش شده که بالاترین میزان اقدام، مربوط به دانشگاه‌های علوم پزشکی ایلام، بم، کرمان و آذربایجان غربی بوده است. مدیرکل دفتر سلامت روان، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت با اشاره به اینکه خودکشی رفتاری با سبب شناسی زیستی، روانی و اجتماعی است، افزود: برخی از این عوامل فردی و برخی اجتماعی هستند. میزان اقدام به خودکشی اگرچه در زنان بالاتر است، اما فوت ناشی از آن در مردان بالاتر است و ۳۴ درصد از موارد فوت ناشی از خودکشی مربوط به زنان است. حاجبی، جنسیت، گروه سنی، استفاده از مواد مخدر، روان‌گردان، الکل، نقص‌های ژنتیکی و… را ناشی از عوامل زیستی موثر بر خودکشی دانست و گفت: یکی از دلایل فوت ناشی از خودکشی در سنین ۱۵ تا ۲۴ سال به این دلیل است که تکامل مغز افراد تا سن ۲۵ سالگی ادامه دارد و چه بسا عدم تکامل این گروه سنی باعث ایجاد بیشتر رفتارهای تکانشی در آن‌ها می‌شود. وی محیط ناامن، فقر، بیکاری، دسترسی به روش‌های خطرناک، سابقه خودکشی در نزدیکان، مدیریت نامناسب اخبار خودکشی در رسانه‌ها، خلاء شبکه حمایتی قوی اجتماعی، عدم دسترسی به یک فرد ارائه دهنده خدمات سلامت روان، عدم دسترسی به امکانات یادگیری مهارت‌های زندگی و تاب‌آوری را از جمله عوامل محیطی موثر دانست و گفت: ارتباط خودکشی با وضعیت اقتصادی پیچیده است و خطی نیست. زمانی که وضعیت اقتصادی جامعه‌ای مناسب نباشد، نمی‌توان انتظار داشت که با بهبود وضعیت اقتصادی، وضعیت خودکشی نیز به سرعت بهبود یابد، بلکه بهبود وضعیت سلامت روان به زیرساخت‌های توسعه سلامت روانی بستگی دارد. همچنین سابقه خودکشی در نزدیکان هم منجر به یادگیری فرد و هم بروز افسردگی در وی می‌شود. حوادثی نظیر شکست و ناکامی، فوت یک فرد مهم، تغییر در یک رابطه مهم در زندگی، مشاجره و درگیری لفظی، متهم شدن به جرم و بازداشت و … از جمله حوادث موثر بر انجام خودکشی هستند. مدیرکل دفتر سلامت روان، اجتماعی و اعتیاد وزارت بهداشت در ادامه افزود: در کرمانشاه بعد از زلزله، شبکه‌های اجتماعی از بین رفت و به این ترتیب آمار خودکشی مربوط به کرمانشاه تا روز ۲۱ آبان‌ماه و هشت ماه نخست سال نسبت به چهار ماه بعد از زلزله این منطقه، بسیار متفاوت است.

توصیه هایی به پدر و مادرهای دانش آموزان کلاس اولی

توصیه والدین,دانش آموزان,کلاس اولی ها
فرزندی هفت ساله دارید که تا چند روز دیگر برای اولین بار مدرسه رفتن را تجربه می کند؟ برای این روز بزرگ چه برنامه هایی را پیش بینی کرده اید؟ از آن جا که ورود به مدرسه مهم ترین گامی است که کودک در زندگی بر می دارد، پس برای قدم گذاشتن در این راه باید اطمینان کافی به او داده شود. راه های زیادی وجود دارد تا شما یک شروع موفق و یک خداحافظی بی دردسر را برای او ایجاد کنید. فقط در این روزهای باقی مانده، زمان را تلف نکنید و توصیه های ما را بخوانید تا آمادگی لازم برای روزهای اول مدرسه در شما و فرزندتان ایجاد شود.

۱- هیجانش را برای رفتن به مدرسه بیشتر کنید

کودک شما حتی با وجود گذراندن دوره پیش دبستانی، اکنون وارد دوره آموزشی جدی تری خواهد شد در حالی که او فقط هفت ساله است. او باید با یک مکان جدید، دوستان جدید، فعالیت های جدید و معلم جدید هماهنگ شود. برای کودک رفتن به مدرسه یک گام کلیدی است که مدیریتش برای او چندان آسان نیست. برای کمک به کودک و سپری شدن این روز خاص، به آمادگی های ویژه ای نیازمند هستید. قبل از آغاز سال تحصیلی، مدرسه را به او نشان بدهید و در صورت امکان چند بار مسیر خانه تا مدرسه را به اتفاق او طی کنید. با این کار به او احساس آرامش و اطمینان خواهید داد. از خاطرات مدرسه خود با شوق و ذوق فراوان تعریف یا با خرید نوشت افزار مورد نیازش، هیجان او را برای رفتن به مدرسه بیشتر کنید.

۲- بزرگ شدن او را یادآوری و تحسین کنید

فرزند شما یک مرحله از زندگی را سپری کرده و دیگر کودک نیست. این جمله را مدام در برابرش تکرار کنید تا به او برای پذیرش شرایط جدید کمک کند. برایش روشن کنید که همه بچه های همسن او به مدرسه می روند. مهم تر از همه این که، به او نگویید در مدرسه قرار است با دوستانش خوش بگذراند، چرا که ممکن است در اولین روز مدرسه از این موضوع ناامید شود.

۳- برنامه یک روز مدرسه را برایش شرح دهید

برنامه یک روز مدرسه را به صورت واضح برایش تشریح کنید؛ فعالیت ها، بازی ها، زنگ تفریح، محل و زمان خوردن چاشت، ساعت برگشت به خانه، چه کسی صبح او را به مدرسه خواهد برد، چه کسی او را به خانه برمی گرداند و … . با این کار پاسخ گوی همه سوالات ذهن مشوش فرزند خود، قبل از رفتن به مدرسه خواهید بود. یادتان باشد که او نیاز به اطلاعات بسیار دقیق و روشن دارد.

۴- ساعت خوابش را تنظیم کنید

از آن جا که کودک بین سنین ۳ تا ۶ سال هنوز احتیاج به ۱۲ساعت خواب دارد، پس خواب به اندازه و زود بیدار شدن او را تنظیم کنید. این تغییر ساعت در ابتدا برای فرزند شما سخت خواهد بود و حتی ممکن است برای نرفتن به مدرسه بهانه گیری کند اما صبور باشید.

۵- جایگاه اش در مدرسه را توضیح دهید

هرچند کودک به تدریج یاد می گیرد که اگر در خانه، او و خواسته هایش در مرکز توجه و اولویت خانواده است اما در مدرسه او جزئی از ۲۵ دانش آموز کلاس، آن هم فقط با یک معلم خواهد بود. با این حال به فرزند خود یادآور شوید که در مدرسه و کلاس، کارهای خواسته شده باید انجام شود، حتی اگر تمایل و علاقه ای به انجام آن ها نداشته باشد. او باید جایگاه خود به عنوان یک دانش آموز در مدرسه را بداند.

۶- کارهایی که باید روز اول مدرسه انجام دهید

برای صبح اولین روز مدرسه طوری برنامه ریزی کنید تا از یک صبحانه غیر عجولانه به همراه خانواده لذت ببرد. لباس، کفش، کیف و ظرف چاشتی را تهیه کنید که استفاده از آن ساده و دلپذیر باشد. خداحافظی شیرین و خوبی با او داشته باشید و به او بگویید: «امروز، اولین روز مدرسه توست، به محض این که وارد کلاس شدی من مدرسه را ترک خواهم کرد

اما بعد از مدرسه منتظرت خواهم بود.» گفتن این حرف آسان نیست اما لازم است. به معلمش سلام و خیلی زود محل را ترک کنید تا به دردسر نیفتید. در صورت گریه و بی تابی او نگران نباشید، مربیان و مسئولان مدرسه به خوبی از پس این ماجراهای کوچک و عادی هرساله برمی آیند. مطمئن باشید او خیلی زود همبازی های خود را پیدا و به شرایط جدید عادت خواهد کرد. استثنائاً برای روز اول مدرسه، خودتان شخصا و با روی خوش و کمی زودتر از پایان ساعت مدرسه به دنبال او بروید.

۷- در روزهای اول، این طور رفتار کنید

درباره آن چه در مدرسه انجام داده، زیاد سوال نکنید؛ فرزند کوچک شما اکنون زندگی جدید خود را دارد و شما باید قبول کنید که قرار نیست همه جزئیات را بدانید اما در عوض، به آن چه که در مدرسه آموزش می بیند، علاقه زیادی نشان دهید. با معلم در تماس باشید و به تکالیفش توجه کنید اما مراقب باشید که سعی نکنید از آموزش معلم و تمرینات او فراتر روید. آن چه اهمیت دارد این است که او در کنار یادگیری درس، زندگی در اجتماع، دوست یابی و مهارت های زندگی را یاد می گیرد؛ در عوض در خانه به آرامش نیاز دارد.

علائم مخفی افسردگی

اغلب ما افسردگی کلاسیک را می‌شناسیم‌، با بار سنگین غم و نا‌امیدی‌! اما اگر ناگهان شکم‌درد گرفته و تندخو شوید چطور‌؟ آیا ممکن است ندانسته افسرده شده باشید‌؟

ریچارد کراویتز‌، پروفسور دانشگاه کالیفرنیا‌ و متخصص تشخیص افسردگی می‌گوید‌: “افسردگی همیشه به شکل نارا‌حتی شدید نیست‌. بیماران دوست ندارند که افسردگی را عامل بیماری خود بدانند‌، تاحدی به این دلیل که این امر را نشانه‌ ضعف می‌دانند‌، اما دلیل دیگر این است که ارتباط بیماری‌های دیگر با افسردگی را نمی‌دانند‌.”

او اضافه می‌کند که شناخت صحیح مشکل‌، کلید حل آن است‌. زیرا هرچه زودتر درمان شوید‌، بازگرداندن حالت روحی شاد و سلامت راحت‌تر است‌. در اینجا به ۹ نشانه حیرت‌انگیز و اخطاردهنده‌ اشاره می‌شود که نباید نادیده گرفته شوند‌.

درد داشتن
افسردگی و درد دارای مسیر‌ها و انتقال‌دهنده‌های عصبی مشترکی هستند‌. تحقیقات نشان می‌دهد حدود ۷۵‌% از افرادی که به افسردگی مبتلا هستند‌، از درد‌های مکرر یا متوالی رنج می‌برند‌. طبق بررسی‌های یک گروه کانادایی که در journal Pain منتشر شد‌، احتمال ابتلا به درد شدید یا از کارافتادگی کمر و گردن در افرادی که افسرده هستند ۴ برابر بیشتر از افراد عادی می‌باشد. کراویتز این‌گونه توضیح می‌دهد:‌ “وقتی در شرایط منفی قرار دارید‌، نسبت به تغییرات بدنتان حساس‌ترید‌، از این‌رو هرگونه ناراحتی را با دقت بیشتری متوجه می‌شوید‌.” ممکن است دچار سردرد و معده درد شده یا بطور کلی نسبت به درد حساس‌تر شوید‌. نتایج تحقیقی در سال ۲۰۰۸ که در بایگانی روانشناسی عمومی یافت می‌شود نشان داده که وقتی افراد افسرده درد را تجربه می‌کنند‌، مغز آنها احساسات بیشتر و مقاومت کمتری نشان می‌دهد‌، از این‌رو آنها توانایی کمتری در مقابله با درد دارند‌.

افسردگی و کاهش وزن
دلیل این اضافه وزن چیست‌؟ شاید به خاطر مصرف بستنی در نیمه‌شب است‌، شاید هم به دلیل خوردن غذای سرد است‌، زیرا حوصله‌ آشپزی و خریدکردن نداشته‌اید‌. با اینکه غذا خوردن می‌تواند میزان ماده‌ شیمیایی شاد کننده‌ سروتونین در مغز را افزایش دهد‌، اما غذا خوردن احساسی در گذر زمان موجب اضافه وزن و احساس گناه و خجالت می‌شود‌، از سویی دیگر هیچ کمکی به رفع مشکلات پنهانی که موجب افسردگی شما می‌شود‌، نمی کند‌. تحقیق جدیدی در مجله‌ چاقی نشان می‌دهد که استرس بالا و افسردگی‌، پیروی از روش‌های موثر برای کاهش وزن را مشکل می‌کند. در مقابل برخی افراد در اثر افسردگی‌، کاهش وزن پیدا می‌کنند‌، زیرا افسردگی از اشتها می‌کاهد‌.

تندخویی
اگر کوچک‌ترین ناراحتی موجب خشمتان می‌شود و کج‌خلقی عادت جدیدتان شده‌، ممکن است افسرده باشید‌. در تحقیقی که در سال ۲۰۱۳ در مجله‌ روانشناسی JAMA منتشر شد‌، ۵۴‌% از افراد افسرده احساس خشونت‌، ترشرویی‌، دعوا کردن‌، کم‌طاقتی و عصبانی بودن دارند‌. سیمون رگو‌، دکترای روانشناسی‌، پروفسور همکار در روانشناسی بالینی و علوم رفتاری در دانشکده پزشکی آلبرت انیشتین و مجری آموزش روانشناسی مرکز پزشکی مونتفیور می‌گوید‌: ‌”وقتی در نیمه خالی لیوان سیر می‌کنید‌، با اخلاق ‌منفی بیشتری روبه‌‌رو می‌شوید‌‌، مثل کج خلقی‌، نا‌امیدی و خشم‌‌. شاید هنوز به اینجا نرسیده باشید‌، اما راه زیادی نخواهد بود‌‌”.

هیچ احساسی ندارید
احساسی ندارید‌؟ بی‌تفاوتید‌؟ بی‌حس هستید‌؟ رگو می‌گوید‌:‌ “‌اغلب ما برای بیدارشدن از خواب در صبح انگیزه‌ای داریم‌، این انگیزه ممکن است کار‌، ورزش‌، روابط اجتماعی‌ یا آماده کردن صبحانه باشد‌. اما برای افراد افسرده این انگیزه‌ها خشکیده است‌‌”. آنچه زمانی اشک به چشم و خنده بر لبانمان می‌آورد اکنون به سختی توجه مارا جلب می‌کند‌. این‌گونه رفتار زامبی مانند از نشانه‌های بزرگ افسردگیست‌‌ و شاید باعث شود در چشم افرادی که تا حالا دوستتان داشته و حمایتتان می‌کردند‌، سرد و دور و واپس‌گرا به نظر برسید‌.

نوشیدن الکل
مصرف الکل زیاد از نشانه های افسردگی است.

مصرف نوشیدنی
اگر هر شب چندین لیوان نوشیدنی الکلی مصرف می‌کنید‌، احتمالا دلیل آن چیزی فراتر از یک روز سخت کاریست‌. تحقیقات نشان می‌دهد تقریبا یک سوم افراد افسرده‌، مشکل سوء مصرف الکل هم دارند‌. شاید نوشیدن یک لیوان از فشار روزانه‌تان کم کند اما لیوان دوم و سوم احساسات منفی را شدت می‌بخشد مثل خشم‌، نگرانی‌، تندخویی و افسردگی بیشتر‌. باید به این نکته توجه کرد: برای اینکه کسی درحال سوءاستفاده از الکل باشد لزوما نباید مبتلا به خشونت حاصل از مستی باشد‌.

از فیسبوک جدا نمی‌شوید…
شاید هم از قمار کردن و خرید کردن… درکل از انجام دادن هر کاری به صورت افراطی‌، مخصوصا کارهای اینترنتی‌. چندین تحقیق نشان داده افرادی که اعتیاد به اینترنت دارند و روابط اجتماعی مجازی آنها بیشتر از روابط حقیقی است‌، احتمالا افسرده هستند‌. آنها ممکن است ناتوان از همراه کردن دیگران با خود باشند یا از دنیای اینترنتی برای فرار از تفکرات و احساساتشان استفاده کنند‌. هرچند اعتیاد به اینترنت و افسردگی دو مشکل مجزا هستند اغلب باهم همراه می‌شوند‌. رگو می گوید : ” تلاش برای سرحال شدن موقت یک روش برای مقابله با افسردگی است”‌.

افسردگی و رویاپردازی
اخیرا بیش از حد خیالباف شده‌اید؟ در فکر هنرپیشه شدن یا عشقی آتشین هستید یا فکر می‌کنید که بچه همسایه از بچه شما باهوش‌تر است یا اینکه چشم دیگران دنبال شماست؟ روانشناسان دانشگاه هاروارد نشان داده‌اند وقتی ذهن ما در زمان حال متمرکز باشد بیشترین احساس خوشحالی را خوهیم داشت‌ و وقتی ذهن ما مشغول باشد باعث می‌شود که ما خیالباف، نگران و غمگین باشیم‌. هرچند که رویاپردازی در یافتن راه‌حل‌های خلاقانه برای رفع مشکلات موثر است‌، اما گاها این اتفاق در اثر ناراحتی هم پیش می‌آید‌.

نمی‌توانید تصمیم بگیرید‌.
تحقیقی در دانشگاه کلمبیا نشان می‌دهد که ما در طول روز بیش از هفتاد تصمیم آگاهانه می‌گیریم‌ و بیشتر آنها نیازی به فکر زیاد ندارند‌. کمی بیشتر بخوابیم یا بیدار شویم‌؟ لباس خواب خود را عوض کنیم یا نه‌؟ حلیم بخوریم یا تخم مرغ‌؟ تلویزیون تماشا کرده یا مطالعه کنیم‌؟ رگو می‌گوید: “وقتی افسرده هستیم فرایندهای تشخیصی برایمان سخت می‌شود‌. موضوعات کوچکی که معمولا به سادگی انجام می‌دهیم تبدیل به تصمیمی سنگین برای ما می‌شوند‌.”

موی خود را شانه نمی‌کنید.
حتی اگر از ابتدا هم اهل رسیدن به خود نبوده‌اید با افسرده شدن همین اندک توجه هم ازبین خواهد رفت. در تحقیقی که در سال ۲۰۱۴ روی بیش از ۱۰۰۰۰ نفر انجام شد مشخص گردید که ۶۱% از آنها که در بهداشت دهان و دندان دچار مشکل بوده‌اند‌، از افسردگی رنج می‌برند. هرچه مشکل دندان بیشتر، افسردگی شدیدتر‌! رگو می‌گوید: “این یک طیف است‌. غفلت از سلامتی و ظاهر تنها وقتی مشکل‌ساز است که مربوط به افسردگی و یا از کارافتادگی باشد.” نهایتا توجه نکردن به ظاهر خود نشانه مهمی از وجود مشکلات در درونتان است‌.

اگر نگرانید مبادا افسرده شده باشید‌، ناراحتی‌های خود را با یک متخصص درمیان بگذارید تا کمک لازم برای بهتر شدن حالتان را دریافت کنید‌.

رهایی از کم رویی

کم رویی عبارت است از احساس بدی که فرد در مقابل اطرافیان دارد. در این بحث به عادت‌ها و راه‌های مقابله با این مسأله خواهیم پرداخت.
آیا می‌توانید آخرین باری را که درون یک اتاق در میان افراد غریبه ایستاده بودید، به یاد بیاورید؟ آیا آن موقع احساس خجالت و بی‌دست و پایی کردید؟ آیا وقتی می‌خواهید از کسی یک سؤال کوچک بپرسید، خجالت می‌کشید و حتی برای پرسیدن تاریخ و ساعت، ضربان قلب‌تان تند می‌شود؟ آیا وقتی می‌خواهید برای انجام یک معامله یا خرید به کسی مراجعه کنید، مردد می‌شوید، آیا این احساس شما را از زندگی عقب نگه داشته است. صرف‌نظر از درونگرا یا برونگرایی افراد، همه انسان‌ها در زندگی و در بعضی شرایط و مسائل احساس خجالت می‌کنند. از لحاظ اجتماعی فقط افراد درونگرا کم‌رویی را تجربه نمی‌کنند. کم رویی عبارت است از احساس بدی که فرد در مقابل اطرافیان دارد. در این بحث به عادت‌ها و راه‌های مقابله با این مسأله خواهیم پرداخت.

چرا افراد خجالت می‌کشند؟
همه ما به دلایل مختلف و درجات متفاوتی این حس را تجربه می‌کنیم؛ اگرچه دلیل آن اغلب بین افراد مشترک است و به یکی از موارد زیر ختم می‌شود:

۱) تصویر ضعیف از خود: این مسأله می‌تواند از دوره نوجوانی افراد شکل گرفته باشد؛ زمانی که ویژگی‌های منحصر به فرد ما برای اطرافیان‌مان جالب به نظر نمی‌رسد و ما فکر می‌کنیم آنها بی‌ارزش هستند و سعی می‌کنیم خودمان را شبیه دیگران کنیم و در نتیجه دیگر خودمان نیستیم و حتیی احساسات‌مان، احساسات واقعی ما نیست. این افراد معمولا حتی نمی‌دانند توانایی‌ها و استعدادهای واقعی‌شان در چیست؛ فقط فکر می‌کنند هر شخص دیگری نسبت به آنها جالب‌تر و بهتر است.

۲) فکر کردن بیش از حد به خود: هنگامی که در کنار دیگران هستیم، نسبت به کارهای‌مان و آنچه انجام می‌دهیم، حساس‌تریم؛ به خصوص وقتی که در مرکز توجه همه باشیم. این فکر، در ما اضطراب ایجاد می‌کند و باعث می‌شود تمامی حرکات‌مان برای خودمان سئوال‌برانگیز باشد و فکر کنیم آنها را اشتباه انجام داده‌ایم! این مسأله می‌تواند افکارتان را به شکل یک کهکشان مارپیچی به سمت پائین سوق دهد.

۳) برچسب زدن: وقتی که خود را یک فرد خجالتی می‌شناسیم و این برچسب را روی خودمان می‌زنیم، از لحاظ روانی به مرور با این احساس خو گرفته و زندگی می‌کنیم و شاید برای همیشه در ما باقی بماند. هنگامی که برچسب عمل یا صفتی را به خود می‌زنید، آن صفت به صورت ثابت رویی شما باقی می‌مانند و با همان زندگی خواهید کرد.

درک کمرویی خود
نوع کمرویی خود را شناسایی کنید و دریابید که چه تأثیری بر زندگی شما دارد. همان لحظه که احساس خجالت می‌کنید، فکر می‌کنید چه چیزی شما را نگران می‌کند و در چه موقعیت‌هایی این حس به شما دست می‌دهد.

توجه به خودآگاهی
دریابید که جهان و نگاه همه افراد به شما نیست و مردم آنقدر گرفتاری دارند که فرصتی برای نگاه کردن به شما نخواهند داشت. به جای اینکه دائم نگران خود باشید و خودتان را تماشا کنید، خودتان را یکی از افراد دیگر و جزء یکی از آنها بدانید. خود را در برابر موضوعی که منجر به خجالتی شدن شما می‌شود مسلح کنید و افکار خود را در اختیار بگیرید، اولین قدم مبارزه و غلبه بر کم‌رویی، آگاهی و رفتن به سوی هرگونه تغییر و یا بهبود زندگی است.

متمایز بودن
باور کنید شبیه دیگران بودن خسته‌کننده و کسل‌کننده و داشتن تفاوت‌ها خوب است. در واقع بپذیرید که شما مثل افراد عادی و معمولی جامعه نیستید و نمی‌خواهید آن‌گونه باشید. شبیه بقیه بودن شما را خوشحال نخواهد کرد. بپذیرید که ویژگی‌های منحصر به فردتان می‌تواند شما را از بقیه متمایز کند.

خودتان را دوست بدارید
یاد بگیرید از خودتان قدردانی کنید و احساسات و استعدادهای خاص خود را دوست داشته باشید. یک نامه عاشقانه برای خودتان بنویسید و کارهایی را انجام دهید که از آن لذت می‌برید. از بدن خود بابت زحماتی که کشیده است، تشکر کنید. زمانی را به خویش اختصاص دهید و به خودتان رسیدگی کنید.

یافتن نقاط قوت خود
همه ما ویژگی‌های منحصر به فرد و شیوه‌های متفاوتی برای بیان خود داریم. دانستن این مساله بسیار اهمیت دارد که اگر هر کاری را به طور کامل انجام دهیم، خوب و عالی است، حتی اگر با شکل عام و عادی آن متفاوت باشد. اگر همه افراد یکسان باشند، جهان، جای کسل کننده‌ای خواهد شد. کاری را که در آن مهارت دارید، پیدا کرده و روی آن تمرکز کند. شناسایی توانایی‌های‌تان، اعتماد به نفس و رضایت خاطر را در شما افزایش خواهد داد و کمک خواهد کرد خودتان را بهتر بشناسید. خواهید دید که چگونه قدرت منحصر به فردتان، به شما یک امتیاز داده و باعث مزیت و تفاوت شما از دیگران خواهد شد.

تمرکز بر روی دیگران
به جای تمرکز بر ناراحتی‌ها و افکار خود و موقعیت‌های اجتماعی، بر افراد دیگر تمرکز کنید و حواستان به آنچه که آنها می‌گویند، باشد. سعی کنید از دیگران چیز یاد بگیرید و از آنها در موردشان سؤال بپرسید و با آنها ارتباط برقرار کنید.

تنفس عمیق
اضطراب و ترس را می‌توان کنترل کرد اگر یاد بگیرید برای غلبه بر آنها چطور محکم باشید. یکی از روش‌های ساده برای کنترل این احساسات و رسیدن به آرامش، کشیدن نفس عمیق با چشم‌های بسته است. هنگامی که نفس عمیق می‌کشید، فقط بر روی تنفس خود تمرکز کنید. در حالی که از همه افکار بد دور هستید، نفس عمیق بکشید و عمل بازدم را به آرامی انجام دهید. روش دیگر، یوگا است. از هنگامی که شروع به دم و بازدم می‌کنید، آنها را بشمارید. کم‌کم شمارش دم را کنار گذاشته و فقط بازدم‌های خود را شمارش کنید؛ مثلاً چهار عدد تنفس دم برای چهار عدد بازدم؛ بدین معنی که زمان و سرعت بازدم خود را کاهش دهید و در مقایسه با دم، بازدم کمتری داشته باشید. به کار ادامه دهید تا احساس آرامش کنید. این کار را حتی در یک مکان کوچک هم می‌‌توان انجام داد.

رهایی از اضطراب
یکی از تعاریف اضطراب این است که «اضطراب عبارت است از انرژی مسدود شده که باید آزاد شود.» و این انرژی را می‌توان از طریق حرکات فیزیکی آزاد کرد. ورزش‌هایی همچون دویدن و پیاده‌روی، می‌توانند به آزاد کردن این انرژی کمک کنند، همین‌طور ذهن را به سمت موضوع دیگری منحرف می‌کنند و این به تجدیدنظر در دیدگاه‌ها نیز کمک خواهد کرد. روش دیگر، مراقبه (مدیتیشن عضلات) است. هر قسمت از بدن خود را به مدت ۳ تا ۵ ثانیه سفت و منقبض و سپس رها کنید تا اینکه به بالای‌ سرتان برسید. در این حین، نفس کشیدن را فراموش نکنید.

تجسم موقیعت خوب
خود را در موقعیتی تصور کنید که در آن فردی با اعتماد به نفس و شاد هستید. این فکر به شما کمک می‌کند هنگامی که در آن موقعیت قرار می‌گیرید، همان احساس را داشته باشید. در جای راحتی بنشینید، چشمان‌تان را ببندید و به یک موسیقی آرامبخش گوش دهید و خود را در مکان یا موقعیتی تصور کنید که دوست دارید باشید. به کار گرفتن تمامی حواس به شما کمک خواهد کرد که آن را واقعی‌تر ببینید.

تمرین و تمرکز
کلمات می‌توانند انرژی باورنکردنی به انسان بدهند. آنچه ما بارها و بارها با خود می‌گوییم، ذهن ناخودآگاه‌مان می‌شنود. اگر با خود بگوییم که من ناتوان و بیش از حد در انجام کارها خجالتی هستم، همین اتفاق خواهد افتاد. ما آنچه هستیم که خود می‌‌خواهیم و خودباور داریم. اگر مرتب با خود تکرار کنیم که من فردی بااعتماد به نفس و توانا هستم، ذهن ناخودآگاه ما آن را درک خواهد کرد. اعمال ما همیشه بازگو کننده واقعیتی است که خود می‌خواهیم باشد. اگرچه نمی‌توانیم به خود دروغ بگوئیم، اما تفکر و تجسم مثبت می‌تواند ما را در راه اصلاح الگوهای تفکر قرار دهد.

مقابله با شرایط بد و ناراحت‌ کننده
وقتی موقعیت‌ها و مکان‌هایی را که در آن احساس خجالت می‌کنید، ترک می‌کنید، در اصل کمرویی خود را تقویت کرده‌اید. به جای این کار با آن روبه‌رو شوید و مقابله کنید. این کار باعث از بین رفتن ترس و رشد شخصیت شما می‌شود. در جایگاه یک ناظر قرار بگیرید و خودتان را بررسی کنید و از خود بپرسید چرا من چنین حسی دارم؟ چه چیزی باعث می‌شود این‌گونه رفتار کنم؟

پذیرفتن شکست‌ها
بپذیرید که احتمال دارد از طرف دیگران پذیرفته نشوید؛ اما به خاطر داشته باشید که این بخشی از زندگی است و تمامی افراد آن را تجربه کرده‌اند. شکست بخشی از فرآیند یادگیری است و تو تنها نیستی. در زیر به چند نکته اساسی اشاره خواهیم کرد که از لحاظ ذهنی به شما کمک می‌کنند از قبل آماده پذیرش هر اتفاقی باشید:
هرگز موضوع را شخصی نکنید. شما مقصر نبودید، فقط قرار نبود این اتفاق بیفتد و این بهترین اتفاق ممکن برای شما نبوده؛ پس اتفاق نیفتاده است.
از این موضوع درس بگیرید و فکر کنید تمامی اتفاقات، درس‌های زندگی هستند تا شما به انسان بهتری تبدیل شده و قوی‌تر شوید. اگر از شکست‌ها درس بگیرید، گویا هیچ‌وقت شکست نخورده‌اید و آنها را نعمت‌هایی می‌بینید در ظاهری مبدل.
بلند شوید و بدانید که وقتی دلتان برای خودتان می‌سوزد و به حال خود افسوس می‌خورید، توقف کرده‌ و به جلو حرکت نخواهید کرد و رشد نیز نمی‌کنید. از نو شروع کنید و بی‌جهت انرژی‌تان را هدر ندهید و دوباره سعی کنید.

توقع زیاد از خود
هنگامی که خود را با محبوب‌ترین و مشهور و موفق‌ترین افراد مقایسه کنیم که هیچ شباهتی به ما ندارند، در واقع خود را با کمال موقعیت دیگری مقایسه کرده‌ایم و از خودمان انتظار داریم دقیقاً متناسب با آن رشد کنیم و وقتی به آن دست نمی‌یابیم، خود را سرزنش می‌کنیم! بنابراین مشکل در نوع افکار ما است که به ما تعلق ندارند. تصور کاملی از خود داشته باشید و به خواسته‌های دیگران فکر نکنید. تصاویر کامل و بی‌عیب دیگران را رها کنید و اجازه دهید احساسات شما به طور طبیعی جریان یابند.

برچسب نزنید
از اینکه به خود برچسب خجالتی بودن بزنید، بپرهیزید. شما منحصر به فردید و خودتان هستید. شما زیبا هستید؛ هیچگاه فراموش نکنید.

مهارت‌های اجتماعی
مثل تمامی مهارت‌های دیگر، مهارت‌های اجتماعی نیز از طریق تمرین و تجربه رشد می‌کنند. هر چقدر بیشتر تمرین کنید. دفعه بعد آسانتر خواهد شد. اگر قرار است در موقعیت سختی قرار بگیرید، می‌توانید حتی با خود تمرین کنید که چه حرف‌هایی بزنید.

تصور شرایط سخت
بعضی اوقات، به علت کمبود مهارت‌های اجتماعی نیست که موفق نمی‌شویم، بلکه به دلیل کمبود اعتماد به نفس و ترس از شکست است. خود را در موقعیت سخت تصور کنید تا ترس‌تان از آن شرایط و از قرار گرفتن در موقعیت‌های سخت از بین برود. اگر به طور مکرر خود را در آن شرایط تصور کنید، پس از مدتی متوجه می‌شوید که آن شرایط خیلی هم سخت نیستند. ممکن است در وهله اول تصور و پذیرش آن کمی سخت باشد؛ ولی بعد به آن خواهید خندید.

بهترین احساس
رفتن به باشگاه‌ها و رستوران‌ها خوب است، اما نه برای همه افراد. آنچه به شما احساس آرامش می‌دهد، در خود بیابید. فعالیت‌ها و مکان‌هایی را پیدا کنید که بهترین احساس را برای شما به ارمغان می‌آورند. شما مجبور نیستید هر کاری را که دیگران انجام می‌دهند، انجام دهید.

پذیرفتن شکست‌ها
بپذیرید که احتمال دارد از طرف دیگران پذیرفته نشوید؛ اما به خاطر داشته باشید که این بخشی از زندگی است و تمامی افراد آن را تجربه کرده‌اند. شکست بخشی از فرآیند یادگیری است و تو تنها نیستی. در زیر به چند نکته اساسی اشاره خواهیم کرد که از لحاظ ذهنی به شما کمک می‌کنند از قبل آماده پذیرش هر اتفاقی باشید:
هرگز موضوع را شخصی نکنید. شما مقصر نبودید، فقط قرار نبود این اتفاق بیفتد و این بهترین اتفاق ممکن برای شما نبوده؛ پس اتفاق نیفتاده است.
از این موضوع درس بگیرید و فکر کنید تمامی اتفاقات، درس‌های زندگی هستند تا شما به انسان بهتری تبدیل شده و قوی‌تر شوید. اگر از شکست‌ها درس بگیرید، گویا هیچ‌وقت شکست نخورده‌اید و آنها را نعمت‌هایی می‌بینید در ظاهری مبدل. بلند شوید و بدانید که وقتی دلتان برای خودتان می‌سوزد و به حال خود افسوس می‌خورید، توقف کرده‌ و به جلو حرکت نخواهید کرد و رشد نیز نمی‌کنید. از نو شروع کنید و بی‌جهت انرژی‌تان را هدر ندهید و دوباره سعی کنید.

تمرکز در لحظه
به آنچه که انجام می‌دهید، آگاه باشید. وقتی در حال مکالمه با شخصی هستید، اینکه ظاهر شما چگونه است و چگونه به نظر می‌رسید را فراموش کنید و روی کلمات متمرکز شوید. نحوه بیان و آهنگ صدای و کلمات شماست که شخص را وادار به گوش کردن می‌کند.

ثبت موفقیت‌ها
وقتی نکات گفته شده را رعایت کنید، کم‌کم می‌توانید بر کمرویی خود غلبه کرده و به فکر موفقیت‌های‌‌‌ آینده باشید. شما نسبت به حقایق، به بینش جدیدی رسیده‌اید و می‌توانید خود را متفاوت از قبل ببینید. هنگامی که به این موفقیت‌ها دست یافتید، آنها را در یک دفتر یادداشت کرده و فهرستی از آنها تهیه کنید. با این کار اعتماد به نفس‌تان افزایش می‌یابد و به سمت چیزی حرکت خواهید کرد که می‌تواند برای شما مفید باشد.

حفظ سلامتی جسمی و روحی در محیط کار

راهکارهای حفظ سلامتی جسمی و روحی در محیط کار

در صورت عدم رعایت این اصول، فرد کارمند در مدتی کوتاه با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد. میزان ساعت‌های کاری در مورد مدیران شرکت‌ها و صاحبان کسب‌وکار گاه حتی بسیار طولانی‌تر از استاندارد است. افرادی از این دست تمام روز تا ساعات پایانی شب را به کار و فعالیت می‌پردازند. بدون شک حجم زیاد کار بدون مراقبت از تندرستی، ضعف و بیماری را به دنبال دارد و می‌تواند باعث شود کار دل‌خواه و درآمدمان را از دست بدهیم.
اکثر افراد کارمند در طول هفته به طور متوسط حدود ۴۵ ساعت را در محیط کار خود به فعالیت می‌پردازند. این میزان ساعت بدون شک صرف تمرکز بر روی اموری غیر از مراقبت از سلامتی جسمی و روحی می‌شود. این افراد برای حفظ تندرستی و سلامت روان در محیط کار باید یک سری اصول را رعایت کنند.

در صورت عدم رعایت این اصول، فرد کارمند در مدتی کوتاه با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد. میزان ساعت‌های کاری در مورد مدیران شرکت‌ها و صاحبان کسب‌وکار گاه حتی بسیار طولانی‌تر از استاندارد است. افرادی از این دست تمام روز تا ساعات پایانی شب را به کار و فعالیت می‌پردازند. بدون شک حجم زیاد کار بدون مراقبت از تندرستی، ضعف و بیماری را به دنبال دارد و می‌تواند باعث شود کار دل‌خواه و درآمدمان را از دست بدهیم.

خطرات زیادی سلامتی روحی و جسمی ما را در محیط کار تهدید می‌کنند. با به‌کار بستن اصولی ساده، اما کاربردی می‌توانیم این تهدید را برطرف کنیم. تغذیه‌ی صحیح و ایجاد رابطه‌ی سالم با اطرافیان از مهم‌ترین این اصول محسوب می‌شوند.

شاید بسیاری از ما برای ساعت‌هایی غیر از ساعت کاری برنامه‌هایی برای فعالیت‌های بدنی داشته باشیم. پیاده‌روی‌های پراکنده، کوهنوردی‌های سبک آخر هفته، استخر با دوستان و برنامه‌هایی از این دست هرچند برای بدن مفید هستند، اما مطمئنا کافی نیستند. فراموش نکنید که وضعیت تندرستی ما می‌تواند به صورت مستقیم تحت‌الشعاع فعالیت‌های طاقت‌فرسای کاری ما قرار بگیرد.

باید در نظر داشت هنگامی که از تندرستی صحبت می‌کنیم، منظور ما به صورت مشخص سلامتی جسمی و روانی به صورت همزمان است. به خاطر داشته باشید که داشتن یکی از این دو بدون وجود دیگری تحت هیچ شرایطی امکان‌پذیر نیست. راه حل واقعی برای ایجاد تعادل میان میزان کار و تندرستی، توجه به اصول سلامتی در زمان تمام فعالیت‌های کوچک یا حیاتی است که هر روز انجام می‌دهیم. در این مقاله چند راه‌کار مفید و اصولی برای حفظ تندرستی و سلامت روان در محیط کار را با هم بررسی می‌کنیم.

۱ – هر روز حجم مناسبی آب بنوشید
هیچ‌وقت قدرت آب نوشیدن را در راستای حفظ سلامتی دست‌کم نگیرید. ۶۰ درصد بدن شما از آب تشکیل شده است. پس عجیب نیست اگر بدانیم بدن انسان برای رفع خستگی، انرژی دادن به عضلات، بالا بردن توان ذهنی، حفظ طراوت و شادابی پوست و کنترل اشتها به آب احتیاج دارد. آب مورد نیاز بدن ما از طریق غذاها، میوه‌ها و سبزیجات و نوشیدنی‌های مختلف تامین می‌شود؛ اما همواره نوشیدن آب آشامیدنی تمیز و خالص بهترین راه برای آب‌رسانی به بدن و اعضای آن است.
تامین آب بدن علاوه بر موارد یاد شده فواید بیشمار مستقیم و غیرمستقیم دیگری هم دارد. فوایدی که با شروع نوشیدن ۴ تا ۶ لیوان آب در روز، به سرعت به آن‌ها پی خواهید برد.

۲ – نوشیدن قهوه پس از ناهار را ترک کنید
قهوه پر طرفدارترین نوشیدنی جهان پس از آب به شمار می‌رود. وجود محرکی به نام کافئین می‌تواند در کوتاه‌مدت سطح هوشیاری شما را بالاتر برده و برای انجام فعالیت‌های ذهنی و جسمی به شما انرژی بدهد. اما فراموش نکنید شاید یک فنجان قهوه‌ی بیشتر بتواند انرژی لازم را برای یک ساعت کار بیشتر در آخر شب فراهم کند، اما بدون شک خواب آن شب را از شما خواهد گرفت.خواب کافی و آرام یکی از مهم‌ترین فاکتور‌ها برای حفظ سلامتی است و کم‌خوابی به سرعت کارآیی شما را در محیط کار پایین خواهد آورد.
فردای یک شب با خواب ناکافی مسلما یک روزی کارآمد و مفید نخواهد بود؛ و فکر کنید فردای بیدار خوابی هم بخوابید کمبود انرژی خود را دوباره با قهوه جبران کنید. اگر به قهوه علاقه دارید و از آن حسی خوب می‌گیرید، نوشیدن آن را به ساعات پیش از ناهار منتقل کنید.
افتادن در چرخه‌ی قهوه‌ی آخر شب – بیدار خوابی – جبران کسالت با قهوه در روز بعد، پس از مدتی کوتاه به شدت شما را خسته و ضعیف خواهد کرد. از سوی دیگر محققان ثابت کرده‌اند نوشیدن زیاد قهوه می‌تواند باعث ایجاد اضطراب شدید و در نتیجه کم شدن کارآیی شود.

۳ – درست بنشینید
نشستن بخش بزرگی از طول ساعت کاری در بسیاری از مشاغل امروزی است. افراد کارمند مجبورند ساعت‌ها پشت میز خود بنشینند و امور مربوط به شغل خود را پیش ببرند. هرچند طریقه‌ی نشستن صحیح به سادگی قابل اجراست و یکی از مهم‌ترین راه‌کار‌ها برای حفظ سلامتی در محیط کار محسوب می‌شود، اما بسیاری از ما این نکته را رعایت نکرده و در طول ساعات کاری فشار فرساینده‌ای را به بدن خود وارد می‌کنیم.

اولین چیزی که باید برای درست نشستن در نظر بگیرید، استفاده از یک صندلی استاندارد و خوب است. یک صندلی استاندارد باید راحتی و پشتیبانی کامل را برای پشت، کمر و نشیمنگاه فراهم کند. ارتفاع مناسب صندلی نسبت به سطح میز و محل قرارگیری مانیتور از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. مراقب باشید پشتی صندلی شما از میزانی مشخص بیشتر به عقب خم نشود. قرار گرفتن بدن و ستون مهره‌ها در حالت عمودی باعث می‌شود تا کمترین فشار و احتمالا آسیب به بدن شما در طول ساعت کاری وارد شود.

۴ – از جای خود برخیزید
حالا که فهمیدیم باید درست بنشینیم، وقت بلند شدن است. بدن ما دوست ندارد برای مدت‌های زمانی طولانی در حالت ثابت و نشسته باقی بماند. نشستن طولانی باعث خستگی ماهیچه‌ها، گرفتن عضلات و خواب رفتن پا‌ها می‌شود.

همه این موارد را می‌توان از طریق انجام فعالیت‌های بدنی هر چند وقت یکبار رفع کرد. بدن ما به صورت منظم احتیاج به حرکت و خون‌رسانی به تمام عضلات خود را دارد؛ بنابراین در طول زمان کاری هرچند ساعت یک بار از جای خود برخیزید و چند قدمی راه بروید.

اجازه ندهید عضلات شما برای مدت طولانی در حالت ثابت بمانند. با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت، حرکات کششی آسان مناسب برای محل کار را پیدا می‌کنید. انجام دادن این حرکات علاوه بر رفع خستگی، از کسالت عضلات هم جلوگیری می‌کنند. حتی برای حفظ سلامتی خود، بعد از ساعت کاری هم تکه‌ای از مسیر محل کار تا منزل را قدم بزنید. پیاده‌روی علاوه بر کمک به فعالیت عضلات و خون‌رسانی به اعضای بدن، به شما کمک می‌کند تا از افتادن در دام اضافه وزن فرار کنید.

۵ – غذا و تنقلات روزانه را با احتیاط مصرف کنید
اکثر افراد همواره در حال مبارزه با وسوسه‌ی خوردن تنقلات هستند. ممکن است در حال انجام کار‌های روزانه‌ی خود باشید و اصلا متوجه نوشید که بسته‌ی شکلات یا شیرینی و بیسکوییت جلوی دستتان کی تمام شده است! مسلما در حین کار و به ویژه فعالیت‌های ذهنی بدن شما به خوراکی‌های قندی برای کسب انرژی احتیاج دارد؛ بنابراین قطع ناگهانی تنقلات و میان‌وعده‌ها هم اصلا پیشنهاد خوبی برای حفظ سلامتی نیست.

سعی کنید میان‌وعده‌های طبیعی و سالم را با تنقلات صنعتی و پر از مواد قندی جایگزین کنید. میوه‌های تازه و خشک، بیسکوییت‌های خانگی با قند کم و لقمه‌های کوچک و سالم می‌توانند میان‌وعده‌هایی مناسب برای طول ساعت کاری باشند. بدن شما به انرژی نیاز دارد و باید این انرژی را از خوراکی‌ها کسب کند. پس چه بهتر که این انرژی از خوراکی‌های سالم و مقوی تامین شود.

از خوردن وعده‌های غذایی چرب و سنگین برای ناهار هم اجتناب کنید. میان وعده‌های پر انرژی و سالم را به یک ناهار سبک و مقوی متصل کنید تا در عین احساس سبکی، انرژی لازم برای کار جسمی و ذهنی در اختیار داشته باشید.

۶ – نظافت شخصی و محیط را رعایت کنید
محیط کار و بدن ما مرتبا با آلودگی‌های مختلف در تماس هستند. کیبرد و ماوس کامپیوتر و میز کار به خاطر تماس مداوم با دست‌های ما آلودگی جذب می‌کنند و همین نکته می‌تواند حفظ سلامتی ما را با خطرات جدی مواجه کند. فضای کاری ما با باکتری‌های مختلف احاطه شده و شستن چندباره‌ی دست‌ها در طول روز ساده‌ترین و البته یکی از موثرترین راه‌های مقابله با این باکتری‌ها است.

هرچند امروزه به خاطر وجود پاک‌کننده‌های مختلف ممکن است این توصیه لازم به نظر نرسد، اما فراموش نکنید که دست‌های خود را پس از استفاده از دستشویی، پیش از غذا خوردن و پس از عطسه کردن یا سرفه زدن بشویید. به جز شست‌وشوی دست‌ها، استفاده از دستمال‌های مرطوب آنتی‌باکتریال هم از سوی پزشکان توصیه شده است.

برای حفظ سلامتی خود سعی کنید علاوه بر دست‌ها، ماوس و کی‌برد کامپیوتر، ساعت مچی و تلفن همراه خود را به صورت منظم با این دستمال‌ها تمیز کنید. وسایل و ابزاری که مرتبا با دست‌های شما در تماس هستند محیط مناسبی برای جمع شدن باکتری‌های مضر و بیماری‌زا محسوب می‌شوند.

۷ – فشار‌های ذهنی خود را کنترل کنید
امروزه در محیط‌های کاری مدرن، استرس و فشار‌های ذهنی تبدیل به مفاهیمی اجتناب ناپذیر شده‌اند. اما به خاطر داشته باشید که برای حفظ سلامت روان در محیط کار و البته جسمی در برابر این نوع فشارها، باید به دنبال راهکار‌هایی جدی برای مدیریت و کاهش آن‌ها باشیم. ورزش‌های سبک، شنیدن موسیقی دل‌خواه، معاشرت با افراد خانواده و دوستان و حتی خواندن یک کتاب خوب می‌تواند تا حد زیادی از استرس‌های روزمره‌ی شما بکاهد. از مرخصی‌های استحقاقی خود استفاده کنید.

این مرخصی‌ها مانند دستمزد ماهیانه حق شما هستند. استراحت کنید و به سفر بروید. یک سفر کوتاه و لذت‌بخش می‌تواند آرامش ذهنی شما را برای مدتی طولانی تضمین کند. در طول هفته و بعد از ساعت کاری به نزدیک‌ترین استخر محل کار یا منزل خود بروید. مدتی شنا کردن یا استفاده از سونا و خدمات ماساژ می‌تواند تا حد زیادی به آرامش شما کمک کند. فراموش نکنید حفظ سلامتی بدون داشتن یک ذهن آرام و بدون استرس امکان‌پذیر نمی‌شود.

۸ – برای خود هدف تعیین کنید
اگر برای کار‌های روزانه‌ی خود هدف و زمان مشخص تعیین نکنید، مجبور می‌شوید کار‌های خود را بر طبق اهداف و ضرب‌الاجل‌های کارفرمای خود منطبق کرده و این حالت می‌تواند برای شما بسیار خسته‌کننده و ملال‌آور باشد. برای روح بخشیدن به ساعت‌های کاری خود و لذت بردن از آن، اهداف اختصاصی خودتان را تعیین کنید و تمام تلاش خود را برای انجام آن‌ها و رسیدن به ضرب‌الاجل‌ها به کار ببندید.

به نتیجه رساندن کار‌های روزمره و وظایف کاری یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت روحیه و انرژی بخشیدن به خودتان است. با یک برنامه‌ریزی امکان‌پذیر و دقیق اطمینان حاصل کنید که به تمام اهداف کوتاه مدت و بلندمدت خواهید رسید. بدون شک با نتیجه‌گیری صحیح به موقع با تشویق همکاران و کارفرمای خود مواجه شده می‌توانید از انرژی کسب شده‌ی حاصل از آن لذت ببرید.

۹ – با همکاران خود در ارتباط باشید
بدون شک حفظ سلامتی ذهنی شما به به توانمندی‌هایتان در ایجاد مهارت‌های اجتماعی مستقیما بستگی دارد. اکثر ما در محیط‌های کاری شلوغ با انواع مختلفی از افراد مشغول فعالیت هستیم. حتی ممکن است شغل ما به گونه‌ای باشد که مجبور باشیم ساعت‌های زیادی از روز کاری خود را در ارتباط مستقیم با همکاران خود باشیم. اما میزان توانایی‌های ایجاد ارتباط در ما چقدر است؟ چقدر می‌توانیم با دیگران ارتباط برقرار کنیم؟

بدون شک نداشتن این توانایی ما را از گروه دور کرده و از چشم مدیران و همکارانمان خواهد انداخت. هرچند دنیای مشاغل امروزه به سمت حرفه‌ای شدن پیش می‌رود و مهم‌ترین توانمندی تخصص ما محسوب می‌شود، اما ایجاد ارتباط دوستانه می‌تواند دلیل مهم دیگری برای آرامش و پیشرفت ما باشد.

روابط سالم اجتماعی می‌توانند از تنش‌های روزمره کم کرده و حفظ سلامتی ما را به دنبال داشته باشند. حتی تجربه ثابت کرده که این نوع روابط می‌توانند محیط کار شادتری را برای ما بسازند. حتما شما هم عقیده دارید که شادی و نشاط یکی از اصول اولیه‌ی حفظ سلامتی است.

image_print